الشيخ حسين المظاهري

45

جهاد با نفس (فارسى)

دقت آن درمانده و حيرانند ، الاان هم همان خانه را مىسازد . اين طور نيست كه تكاملى در ساختن خانه يا تكاملى در نظم و انتظام مورچه پيدا نشده كه تمدن بيشترى پيدا كرده باشد . تكامل فقط در عالم خلقت به نام انسان وجود دارد ، براى اين كه دوبعدى است : يكى بعدِ ملكوتى به نام روح ، ديگرى بعدِ ناسوتى و بعدِ حيوانى به نام جسم . و اتفاقاً تركيب هم ، تركيب عجيبى است ، يعنى نحوه تركيب تا حال شناخته نشده و مسلماً حقيقتش را نمىتوانيم بفهميم . هيچ فيلسوفى نمىتواند بگويد كه نحوة تركيب بين روح و جسم چه نحوه‌اى استت . همين مقدار مىگويند نحوهء تركيبش نحوهء تعلقى است . حالا تركيب تعلقى يعنى چه ؟ راستى يعنى چه ؟ اين چه نحوه تركيبى است ؟ آن هم تركيب بين دو ضد . روايتى از پيغمبر اكرم ( ص ) در سفرش به معراج است كه فرمودند : ملكى را در شب معراج ديدم كه نصف او از آتش بود و نصف ديگرش از برف ؛ برفها به آتش سرايت نمىكرد و آتش نيز به برف . ما اگر بخواهيم اين روايت را بفهميم ، نمونه‌اش خود ما هستيم . تمام تمايلات روحى ما ناملايم براى جسم ماست و به عكس تمام تمايلات جسم ما ناراحتى و الم براى روح ماست . شما نمىتوانيد يك لذت روحى پيدا كنيد كه پسند جسم باشد و آن بعد حيوانيتان همه بپسندند ، مثلًا صفت علم‌يابى ، صفت علم‌جويى ، صفت حقيقت‌جويى ، صفت گذشت ، صفت ايثار و فداكارى ، اينها همه به بعد ملكوتى و روحى انسان مربوط است . وقتى مسأله‌اى حل بشود